تبلیغات
حضرت علی اکبر علیه السلام - حضرت علی اكبرعلیه السلام و چند مأموریت‌
 
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت علی اكبرعلیه السلام و چند  مأموریت‌

حضرت علی اكبرعلیه السلام در
كربلا مثل  پروانه، گرد شمع ولایت می‌چرخید و حافظ خیام حرم بود. آن آقازاده نسبت
به‌امام  نزدیك‌ترین فرد محسوب می‌شد، هركس به امام حسین‌علیه السلام حاجتی داشت،
به او  مراجعه می‌كرد. شاهزاده علی اكبرعلیه السلام چند ماموریت حساس را در حماسه
عاشورا  عهده‌دار بود:

1 -
در ظهر  عاشورا، هنگام خواندن نماز ظهر (نماز خوف)، عده‌ای اقتدا كردند و عده‌ای
جلوی آنها  صف كشیدند. دو نفر از آنها در این حال شربت شهادت نوشیدند. امام
حسین‌علیه السلام  با اینكه حجاج بن مسروق مامور اذان گفتن بود، جوان برومندش را
مامور اذان گفتن نمود  و فرمود: عزیزم، اذان بگو تا نماز بخوانیم؛ زیرا بسیار مایل
بود صدای دلنوازش را  بشنود.(38)
آری، هنگامی كه امام حسین‌علیه السلام دلش برای
صوت قرآن پیامبرصلی  الله علیه وآله تنگ می‌شد، می‌فرمود: علی! برایم قرآن
بخوان.(39)
2 - در حدیثی  از امام صادق‌علیه السلام نقل شده: امام حسین‌علیه
السلام حضرت علی اكبرعلیه السلام  را با سی نفر فرستاد تا برای خیام حرم آب
بیاورند.(40)
و این ماموریتی بود كه  امام به عهده فرزند شجاعش گذاشت و از این
ماموریت، شجاعت حضرت علی اكبرعلیه السلام  آشكار می‌شود؛ چه اینكه آب آوردن در آن
روز عاشورا، كار دشواری بود و لشكر عمر بن  سعد اطراف شریعه را كاملا محاصره كرده
بودند. نوشته‌اند: این مقدار آبی كه آورد  برای حرم كم بود و كفاف اصحاب، یاران،
زنان و اطفال حرم را، كه نزدیك به دویست نفر  بودند، نمی‌داد.
3 - شیخ فخرالدین
طریحی می‌نویسد: هنگامی كه ابوالفضل عباس‌علیه  السلام به شهادت رسید، امام
حسین‌علیه السلام فرمود: «اما من مجیر یجیرنا؟! اما من  مغیث یغیثنا؟! اما من احد
یاتینا بشربه من المآء لهذا الطفل»؛ «آیا یاری رسانی نیست  كه ما را یاری رساند؟!
آیا فریادرسی نیست كه فریادرسی كند؟! آیا كسی نیست كه برای  سیراب كردن این طفل،
جرعه‌ای آب برای ما بیاورد؟!».

در این حال، حضرت علی اكبرعلیه
السلام  برخاست و عرض كرد: من به طلب آب می‌روم، امام‌علیه السلام در حق فرزندش دعا
كرد،  علی اكبر مشك آب را برداشت و به سوی شریعه رفت و مشك را پر از آب نمود، به
جانب پدر  آمد و گفت: بابا جان! اگر آب زیاد آمد، پس از سیراب شدن برادرم، من هم
تشنه هستم. امام طفلش را گرفت تا آب دهد كه نامردان تیری زدند و بر گلوی علی
اصغرعلیه السلام  نشست، قبل از اینكه آن طفل آبی بنوشد.(41)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی